آدم ها تغییر می کنند آدم ها هر کدام به یک شکل اند تیره ... روشن ... خاکستری و به گمانم .. ما باید رنگ شناسان خوبی باشیم آدم ها رنگ می پذیرند گاهی خیلی روشن گاهی خیلی تیره این روزهایم خاکستری است وآدم های اطراف ام تیره شده اند این روزها این روزهای پر درد این روزهای تیره من!! عجب روزگار غریبی است زخم که می خوری طعمش را مزه کن بی شک نمک اش آشناست در این روزهایم دوستی ها هم رنگ باختند و دوستانم جلوه خاکستری دارند در نگاهم این روزها پر از درد است! لبریزم از شک و گمشدگی این روزها لبریزم!! لبــــــــــــــــــــــــــریز پ.ن: سر کلاس، پر از همهمه هم اطرافم ... هم درونم این روزها پر از همهمه شدم!! من شاعرم؟... نمی دانم! خواهرم می گوید: شعر...شعر است و عاشق شاعر من عاشقم؟... نمی دانم! مادرم فقط می خندد و اشعارم از نگاه مهربانش به جنب و جوش، عاشقانه ای می رسند دوستانم می گویند تو شاعری شعر تو، ندای احساس درون توست! من احساس دارم؟... نمی دانم! من شاعرم، من عاشقم، من با احساسم.. همه ی این ها را می دانم اما شعرم نمی فهمد که من تنهام! و او تنهاییم را پر می کند! می گوید بنویس ... می گویم از چی؟ لبخند محوی لبانش را رنگ می زند می گوید از من ... مگر جز من برای کسی نوشتن می دانی؟ احساسم گریه می کند در چشمانم ... آرام زمزمه می کنم ... تو ... تنها واژه تمام زندگی منی با تو جمله ساختن سخت نیست چون تو برایم کتابی ناتمامی پر از حرف های نا گفته پر از شعرهای نا خوانده پر از احساسی برای من تو پر از منی و من پر از تو!! معامله خوبی است مگر نه؟ آرام می خندد و هیچ نمی گوید هیچی که پر از حرف بود می دانم! چند روز پیش ایمیلی با این مضموم که حسین هنوز مظلوم است به دستم رسید باعث شد که خیلی توی فکر برم متن کامل ایمیل رو اینجا می زارم و بعد نظر خودم رو هم میگم چیزی که خیلی وقت بود روی دلم سنگینی می کرد و این ایمیل بهانه نوشتنش شد. حسین هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید ... ... صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، یک ماه تکیه راه میاندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل میمالد و 11 ماه هم سرشان شیره! حسین (ع) هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید... فرشید؛ پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع میکند و آخرین ورژن! پوسترهای علیاکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن ...! حسین (ع) هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید... آقای مایه دار؛ تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه میکند و تا آخر سال هم مشتریهایش را ! حسین (ع) هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید... قادر؛ روزهای تاسوعا و عاشورا قمه میزند و علم میکشد ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمیافتد! حسین (ع) هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید... سیامک چشم چران! که پاتوقش همیشة خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دستههای عزاداری اسفند دود میکند! حسین (ع) هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید... نیما پشت ماکسیمایش مینویسد "من سگ کوی حسینم" ولی هیچ وقت از چارلی (سگ 11ماههاش) دور نمیشود ! حسین (ع) هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید... ... مداح معروف شهر بابت 7 ساعت مداحی حقوق 250 روز یک کارگر را میگیرد! حسین (ع) هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید... ... رییس شرکت لبنیات «شیر تو شیر» 30 شب شیر صلواتی به خلق خدا میدهد و 335 روز هم با اضافه کردن آب شیرشان را میدوشد! حسین (ع) هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید... به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم، مولا بر مصیبت ما میگرید! چند وقتی میشه وقتی که روزهای عاشورا و تاسوعا توی خیابون های شهرم قدم زنان به سمت حرم می رم دلم می گیره جوناهایی رو می بینم که با شوق و شور خیمه هایی رو بر پا کردن و چایی و شیر کاکائو دست عاشقان حسین میدن .. اما سادگی خیمه ها هر روز رنگ می بازد و آراسته به چیزهایی میشه که بوی دنیا میده نه بوی کربلا ... صدای نوحه هایی که گوش مردم محل را آزار می دهد و آهنگ هایی که برای هماهنگ تر شدن با قشر جوان به صورت سبک های راک در آمدند و زیر صدای کسی که می گوید حسین حسین حسین دلم را بدتر می سوزاند نمی دانم چرا اما احساسم می گوید امام حسین هم ناراضی است از این همه عزاداری زمینی... در این روزها خودم به شخصه شاهد بودم که نیمی از شلوغی های خیابان ها برای این است که مردم دنبال نذری می گردند و می گویند ثواب دارد! و دست رد بر سینه هیچ نذری نمی زنند تا امام حسین ناراحت نشود! و همین جاست که باید گفت : حســــــین هنوز هم مظلوم است. عزاداری برای حسین به نظره من نیازی به نوحه و رفتن به هیت های مذهبی ندارد درک واقعی عاشورا و فهمیدن نهضت آن بزرگوار خود دلیل خون گریستن است ... حسین جنگید و جان خود را در راه اعتقادش داد تا من .. تو .. ما .. با به کار بستن معنای قیام او زندگی کنیم جمله ای من رو خیلی ترسوند شاید چون با خوندنش احساس کردم فرق من با کوفیان چیست؟ جز گذشت زمان فرقی نیافتم جمله این بود: با حسین از یا حسین یک نقطه کم دارد.. ولی.. یا حسین گفتن کجا و با حسین بودن کجا قصدم از این نوشته توهین به هیچکس نبود تنها زمزمه ای بود با خودم .. با یک مسلمان صدای حسین هم هنوز می آید که فریاد بر می آورد: هل من ناصــــر ینصــــــــرنی برادرم،خواهرم .. می شنوی .. عزاداری بر حسین زیباست اگر حسین و کربلایش را درک کنیم نه به اسم حسین .. غذای حسین را مقصود او فشاندن جان عاشقانه بود .. با دشمنان محاربه کردن بهانه بود .. هل من مغیس گفتن فرزند مصطفی .. به له که آزمایش اهل زمانه بود .. در نصف روز یک سر ایثار یار کرد .. هر گوهر نفیس کش اندر خزانه بود .. حق خواست باب فیض گشاید به روی خلق ..نای و نوای شور حسینی بهانه بود ... جز نای نینوای حسینی به روزگار .. هر نغمه ی دگر که شنیدم فسانه بود حسیـــــن .. تنها واژه بلند تاریخ تنها لفظ آرام کننده تشویش هستی تنها بغض تا ابد مانده در دلِ زمین تنها نگاه خونین سنگ بر دلِ خاک تنها نور به جا مانده در آسمان حسیـــــن .. آن تنها یِ تنها ترین تنها دلیل آزادگی در زمین تنها معنای آزادگی در نگاه خلق حسیـــــــــن تنها واژه گم شده در مَکر انسان ها تنها آزاده مرد تاریخ مردان تنها معلم هستی در پرورش 72 تن مردانگی حسیــــــــــن تنها...تنها...تنها ترین .. در دنیا اما پر از خدا حسیــــــن .. تنها معنایِ یک انسان مظلوم تنها آزاده مرد تاریخ بی وزن بشر حسیـــــــــــن تنها واژه ای که این روزها بر زبان ها جاری است حسیــــــن ... تنها واژه ی معنا دهنده به شعرم تنها ... تنها ... تنهاترین این روزهایم .. پر شده است از تشویش چیزهایی را فهمیده ام .. که نابود می کند احساسم را علت سردرگمی هایم .. این روزها برایم تازه شده است این روزها .. پر شده ام از گمشدگی و این روزها .. پیدا کرده ام راه پیدا شدن را محـــــــــــــــــــــــــرم است این روزهای زندگی ام دیگر خودم را باور کرده ام خدا را شکر باورم رنگین شده است ... روزهایم خاکستری است این روزها و احساسم آبی .. پیدا خواهم شد به یقین می دانم که می یابم .. باور دارم .. در اوج گمشدگی هایم زندگی ... زندگی من .. زندگی این روزهای من یعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنی خود من... خود .. خود .. پروانگی هایم این روزها ... روزهای پرواز کردن و رهایی از پیله گمشدگی است خدایــــــــــــــــــــا پیدا می شوم؟ گم شده ام؟ خدایا دلیل این همه تضاد چیست؟ من؟ .. یا .. خدایـــــــــــــــــــــــــا گم شده ام ... دیگر خسته ام از گمشدگی باید پیدا کنم خودم را الهی مددی دارد می آید .. بوی غم را می شود احساس کرد در کوچه و برزن .. و در جایی که بخشی از خاطرات من است شهر در غمی جانسوز فرو خواهد رفت چشم ها مشتاق باراش اند و محرم بهانه ای است برای درست باریدن درست باریدن .. عاشقانه باریدن برای معشوق دارد می آید .. نبضم می زند .. غمی بر دلم سنگینی می کند چشمانم پرچم های سیاهی را دنبال می کنند که به سیاهی قلبم هستند .. از این همرنگی شاد می شودم لا اقل کسی این همه سیاهی را در من نمی بیند دل به دلت می سپارم مولا .. و چشمهایم را در راه تو راهی دریا می کنم باشد که ببارند .. باشد که درست ببارند می دانم سیاهم .. می دانم چرکینم روحم را فروخته ام به هیچ هیچی که در نگاهم وسعتی دارد به اندازه سیاهی قلبم!! اما باز هم امیدم به محرم توست محرمی که سیاهی را بشوید از من از دلم .. روحم .. جانم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم این من حیران!!! مولا جان ... پدری کن در حق این دختر سرگردان کوچه های سرگردانی... حیرانم میان ... میان خیلی چیز ها.... بیشتر از هر چیز حیرانم در خودم .. سرگردان در خودم پرسه می زنم و به هر سو رو می کنم درهای معرفت را بسته می بینم شرمنده ام که باید برای سیاه ترین بنده طلب عفو کنی و شرمنده تر از اینکه اینقدر سیاهم در برابر نورانیتت مولا! دستم را بگیر .. تا به واسطه محرم تو بخشیده شوم چشمانم را سند می زنم این روزها به نامت قابل بدان این چشم های سرگردان را مولا جان .. پدری کن! التماس دعا

فقط همین
در خودم می لرزم ...
حسین (ع) هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید... قدرتسامورایی! شب ها در تکیه لخت میشود و میانداری میکند و روزها مردم را لخت میکند و زورگیری ...!
حسین (ع) هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید... هیت امنای مسجد ...علیه السلام! درست وقت اذان ظهر عاشورا اطعام عزاداران را شروع میکنند و بعد از آن با انرژی و فلوت! سینه میزنند و گریه میکنند !
حسین (ع) هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید... کل یوم عاشورا (یعنی...10 روز و شب ...غم گریه) کل ارض کربلا (یعنی...چند مسجد و چند تکیه)
حسین (ع) هنوز مظلوم است چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد او هم میرود تا سال بعد! تا یاد بعد!



| Design By : Pichak |
