• وبلاگ : پروانگي
  • يادداشت : قصه ي صداها
  • نظرات : 1 خصوصي ، 11 عمومي
  • ساعت دماسنج

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    بنويسيد!
    پاسخ

    چشميو :)
    بنويس..
    پاسخ

    چشم:)
    سلام. زيبا بـود
    پاسخ

    سلام ممنونم
    :)
    پاسخ

    (:
    ديشب هم بارون ميومد
    خيلي دوست داشتني ميومد ...
    پاسخ

    اينجا هم بارون مي اومد :)
    "گلبرگ هاي گل زير انگشتان بي رحم تشريح مي پژمرند..."
    بعضي چيزا هستن که وقتي نفهميشون برات قشنگترن...مثل يه دوست داشتن بي دليل...
    دلمان سخت تنگ شده آبجي بزرگه :(.....
    پاسخ

    سلام عزيزممنم دلتنگ همتونم :(خيلي خيلي ....
    سلام عزيزم
    خوبي؟؟
    دلم تنگ شده برات
    احمقانه نبود حرفات
    به قول يکي همه بارون رو حس نميکنن.بعضي ها فقط خيس ميشن.
    دعوتي به شعر
    پاسخ

    سلام عزيزم .. قربونت دل به دا راه داره :) اوهوم دقيقا .. چشم حتمني ميام :)

    سلام :)

    پست هم پستهاي قديم! :)

    در درياي نور و آفتاب نايب الزياره ما نيز باشيد :)

    پاسخ

    سلام، اوهوم مي دونم خيلي بد نوشتم ولي يه حسي گفت بنويس بنويس! منم نوشتم :) .... حتما اگر لايق باشم :) شاعر بمونيد :)
    هميشه غم ميريزه تو دلم صداي بارون
    بعد دقيقا کلي خوشحالم ميکنه...
    تضاد احمقانه قشنگيه :)
    پاسخ

    آره خيلي گابه لعنتي :))